كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )

287

القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )

كَالَّذِي اسْتَهْوَتْهُ الشَّياطِينُ مانند كسى كه ببرده باشند او را ديوان فِي الْأَرْضِ در زمين يعنى در بيابان دور از راه راست بيفگنده حَيْرانَ متحير مانده نه راه مىداند و نه چاره كار خود مىتواند لَهُ أَصْحابٌ مر او را ياران و مصاحبان‌اند از روى شفقت يَدْعُونَهُ مىخوانند او را إِلَى الْهُدَى ائْتِنا بسوى راه راست و مىگويند بيا بجانب ما و ديوان او را به طرف خود دعوت مىكنند و او مترددست در رفتن و بازگشتن اگر اجابت شياطين مىكند در ورطه هلاكت مىافتد و اگر سخن اصحاب مىشنود به سرمنزل نجات مىرسد وجه تمثيل آنست كه هر كه مرتد شد مشابه است به كسى كه او را غولان و ديوان از ميان كاروان كه مؤمنان‌اند بربوده در بيابان خطرناك برده‌اند رفيقان كاروان كه مؤمنان‌اند او را به راه شارع كه منهاج شرع است مىخوانند ديو فريبنده او را به بيابان ضلالت مىكشد اگر برگردد و خود را به كاروان رساند در زمره ايشان داخل شود و اگر با ديوان بماند در كفر و زندقه بميرد قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ بگو به درستى كه دين خدا يعنى اسلام هُوَ الْهُدى اوست دين درست و راه راست وَ أُمِرْنا و ما را فرموده‌اند لِنُسْلِمَ تا گردن نهيم لِرَبِّ الْعالَمِينَ مر پروردگار عالميان را وَ أَنْ أَقِيمُوا الصَّلاةَ و ديگر فرموده‌اند آن كه به‌پاى داريد نماز را وَ اتَّقُوهُ و بترسيد از خدا در اهمال آن وَ هُوَ الَّذِي إِلَيْهِ و اوست آن خدا كه بسوى او تُحْشَرُونَ جمع كرده خواهيد شد بروز قيامت وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ و اوست آن‌كس كه بيافريد آسمانها و زمين را بِالْحَقِّ براى اظهار حق چه مصنوعات او دلائل قدرت و وحدانيت اويند وَ يَوْمَ يَقُولُ و ياد كن روزى را كه خداى گويد يعنى هر چيزى را كه تكوين او خواهد امر فرمايد كُنْ فَيَكُونُ بباش پس بباشد آن چيز مراد از روز قيامت است و تكوين حشر اموات و احياء ايشان قَوْلُهُ الْحَقُّ سخن او راستست وَ لَهُ الْمُلْكُ و مر او را است پادشاهى يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ در ان روز كه دردمند در صور و آن شاخيست كه در ان خواهد دميد سه دميدن و ذكر آن بيايد ان‌شاءالله تعالى عالِمُ الْغَيْبِ اوست يعنى خدا داننده غيب كه عالم ملكوتست وَ الشَّهادَةِ داناى شهادت كه عالم ملك است وَ هُوَ الْحَكِيمُ و اوست خداوند حكمت در بعث و حشر خلائق الْخَبِيرُ دانا به‌آنكه كى برانگيزد و بر چه وجه حشر كند وَ إِذْ قالَ إِبْراهِيمُ و ياد كن براى اهل مكه قصّه ابراهيم ع را كه ايشان دعوى فرزندى او مىكنند پس اولى آنكه به دو اقتدا كنند در توحيد و پرستش واجب الوجود و قصّه او آنست كه گفت لِأَبِيهِ آزَرَ مر پدر خود آزر را و در كتب تواريخ نام او تاراختست و آزر لقب اوست و معنى آزر پرستنده بت و بر هر تقدير گفت مر او را كه اى پدر أَ تَتَّخِذُ أَصْناماً آلِهَةً آيا فرا مىگيرى بتان را كه خود تراشيده به خدائى إِنِّي أَراكَ به درستى كه من مىبينم ترا وَ قَوْمَكَ و گروهى را كه متابع الثلاثة تواند فِي ضَلالٍ مُبِينٍ در گمراهى هويدا .